منوی اصلی
مطالب پیشین
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آرشیو مطالب
وصیت نامه شهدا
وصیت شهدا
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


هادت قلّه کمال

شهادت از برترين واژه هاي فرهنگ اسلامي و از مقدّس ترين مفاهيم معارف الهي است. شهادت اوج کمال انسان است، آنگاه که انسان تمام هستي خود را يکجا نثار معبود مي کند و قطرة وجودش به درياي بيکران هستي مطلق مي پيوندد.
رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: «فوق کلّ ذي برٍّ برٌّ حتي يقتل في سبيل الله، فاذا قُتِلَ في سبيل الله فليس فوقه برّ؛(1) بالاتر از هر خير و نيکي، خير و نيکي وجود دارد تا انسان در راه خدا کشته شود که بالاتر از کشته شدن در راه خدا، خير و نيکي يافت نشود.» 

 

 
 
همچنين پيغمبراکرم(ص) فرمود:

«اشرف الموت قتل الشهادة؛(2) شهادت برترين مرگ ها است.»

و نيز از آن حضرت نقل شده که فرمود: «لوددت انّي اُقتَل في سَبيل الله، ثمّ احيا ثمّ اُقتَل ثمّ اُحيا ثم اقتل ثمّ اُقتَل؛(3) دوست دارم در راه خدا کشته شوم (نه يک بار و دو بار که) بارها کشته شوم و زنده شوم و باز هم کشته شوم.»

حضرت اميراملؤمنين عليه السلام در مقام دعا و درخواست از خداوند متعال عرضه مي دارد: «نسأل الله منازل الشّهداء؛(4) از خداوند جايگاه شهيدان را طلب مي کنم.»

مقدمه

به شهادت تاریخ، دین مقدّس اسلام که کامل ترین نسخه الهی برای هدایت، شفای امراض درونی و کمال بشر است، از بدوِ پیدایی تاکنون، از طرف دشمنان حقّ و عدالت و معرفت، در معرض انواع حمله ها و تهاجم ها بوده است و خواهد بود; از این رو، طرّاح حکیمِ آن باید راهکارهای مناسبی را جهت حفظ آن پیش بینی کند; زیرا حفظ، گسترش، بالندگی و اقتدار دین و جامعه دیندار، در گرو داشتنِ راهکارهای دفاعی مناسب برای این منظور است تا از هر گونه آسیب و خطر دشمن در امان بماند. با بررسی قرآن کریم و روایات معصومان(علیهم السلام) می توان گفت که فرهنگ شهادت طلبی، یکی از مهم ترین راهکارهای اجتماعی دین برای تحصیلِ هدفِ پیشین است بدین بیان که این فرهنگ،با تزکیه مؤمنان و تقویت روح ایمان، تعبّد و غیرت دینی در آن ها و نیز تقویت روحِ ایثار و تعاون و صبر و ولایت پذیری و احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه اسلامی، جامعه دینی را اقتدار، عزّت و استحکام می بخشد و بدین صورت از دین و ارزش های متعالی آن پاسداری می کند. موضوع مورد بحث دراین رساله، فرهنگ شهادت طلبی و تأثیری است که این فرهنگ می تواند در حفظ دین داشته باشد. برای روشن شدن مطلب، ابتدا به بحث انسان، دین، و شهادت پرداخته شده تا جایگاه و مسؤولیت انسان در عالم، و رابطه او با خدا، خود و دنیا مشخّص شود. در بخش دیگر، شهادت طلبی از منظر قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) مورد بحث قرارگرفته، و عوامل تقویت و نیز موانع ایجاد و رشد روحیه شهادت طلبی بیان شده است. بخش آخر نیز به بیان اسرار و آثار فرهنگ شهادت طلبی اختصاص یافته است.از آن جا که عامل شهادت طلبی مؤمنان، عشق به خدا و شوق دیدار او و انجام دستورهایش برای تقرّب بیشتر به او و تقوای مطلوب او و محبّت و رحمت به بندگانش در دفاع از حقوق فطری و الهی آن ها و در یک کلمه، دفاع از انسانیت انسان ها است، شهادت طلبی، از مطلوب ترین و ارزشمندترین روحیات و ملکات فاضله انسانی نزد خدای سبحان به شمار می رود و فرهنگ آن از محبوب ترین فرهنگ ها نزد او است;

از مهمترین عوامل بازدارنده روند تکاملی جامعه و بزرگترین آفت انقلاب و حرکتهای سازنده، آمیزش خطوط انحرافی و جریانات منفی با مایه های اصیل و پاک و بر حق است. حق و باطل گاه آنچنان بهم می آمیزد که تمیز و جدائی آنها از یکدیگر محتاج به ایجاد سیل و موج قوی است تا لاشه ها را از درون دریای جامعه به بیرون پرتاب کند و گوهرها و مرجان ها و یاقوت ها را در درون بپرورد.

حق و باطل گاه مانند کف و آب هستند که تشخیص و جدائی آنان ساده است و گاه آنچنان بهم مخلوط شده اند که باید با حرکتهای تند و پرحرارت از هم جدا شوند.

انتخاب آگاهانه شهادت در سایه تفکر صحیح در چنین مواردی نقش خود را ایفاء می کند، شهادت چنان حرارت و سوزی می آفریند و چنان حرکت و تکانی را بوجود می آورد که حق و طرفدارانش از باطل و پیروانش به خوبی جدا می شوند.

شهادت شجاعانه نقش جدا کردن و شناساندن و سرانجام رشد و نمو حق و نابودی باطل را به طور احسن و اکمل در جامعه ایفاء می کند و با این اثر، اجتماع را از رکود و جمود و انزوا خارج می سازد و با تصفیه عمیق، پویایی و بالندگی و کمال جامعه را تضمین می کند.

مگر نه این است که مرگ به سراغ همه خواهد آمد و گریزی از آن نیست، پس چه بهتر آنکه با مردن معامله ای انجام شود و در برابر دادن سرمایه حیات و قربانی شدن، سود و نتیجه ای بزرگ عائد شود.

خداوند در قرآن می فرماید:

«اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، آمرزش و رحمت خدا بهتر از هر چیزی برایتان خواهد بود.
 شهادت که نتیجه سلامت روان، روحیه شجاعت و انتخاب آگاهانه است، مقاومت و پویایی جامعه را به دنبال دارد، چرا که ریشه در قدرت، قوت، صبر، استقامت، مبارزه با کفر، انسجام، آخرت خواهی و ظرفیت بالا دارد و این عوامل در مجموع، مقاومت جامعه را بالا برده و اجتماعی را متحرک و پویا و سازنده می سازد. شهیدان، مقاومت و پویایی جامعه را تضمین می نمایند و به جامعه ظرفیت روحی می بخشند و ضعف و سستی را از بین می برند و هر جامعه ای که افراد آن این گونه باشند، مشمول رحمت و نصرت خداوند هستند، و دیگر شکست نخواهند خورد که: «ان ینصرکم اللّه فلا غالب لکم؛ اگر خدا یاریتان کرد، دیگر کسی بر شما غلبه نمی کند.»

در مکتب توحيد، آن چيزي داراي ارزش و ماندگاري است که در راه خدا و براي خدا شکل گيرد. هر مقدار از عمر انسان که براي خدا صرف شود. هر کاري که براي خدا انجام گيرد، مالي که در اين راه هزينه شود. از ارزش واقعي و ماندگاري برخوردار است و در اين راستا هر چه انجام کاري براي خدا سخت تر و نيت خالص تر باشد ارزش و اثر آن بيشتر است. بنابراين هر گونه اهتمام و تلاش در راه خدا مصداق جهاد في سبيل الله است.

در اين مکتب، از خود گذشتگي در راه خدا و دفاع از حق در بالاترين حد، ارزشگذاري شده است و فرهنگ ايثارگري و شهادت طلبي در متن اسلام از درخشش و ويژگي برجسته اي برخوردار است.

دستاورد اساسي حضرت امام خميني در رهبري انقلاب اسلامي، احياء اسلام ناب محمّدي(ص) و مهمترين ويژگي آن احياء فرهنگ شهادت و ايثارگري بود. با مروري گذرا در فرايند نهضت امام خميني و قوام نظام اسلامي به خوبي مي توان دريافت که اگر فرهنگ شهادت طلبي و ايثارگري نبود، نه انقلاب به پيروزي مي رسيد و نه نظام اسلامي دوام مي يافت، همانگونه که در صدر اسلام نيز اگر اين ويژگي نبود نه اسلام شکل گرفته بود و نه دوام مي يافت.

بنابراين موضوع شهادت و ايثارگري سکه پربهايي است که در يک روي آن بايد والاترين ارزشهاي الهي را مشاهده کرد و در روي ديگر آن دستاوردها و آثار و برکات بي بديل را.

شهيد در لغت به معني گواه، حاضر، ناظر و... و در اصطلاح ديني به کسي اطلاق مي شود که با انتخاب آگاهانه، و بر اساس حجت شرعي، در راه خدا به شهادت مي رسد و در قانون اساسنامه بنياد شهيد انقلاب اسلامي اين گونه تعريف شده است، «شهيد به کسي گفته مي شود که جان خود را در راه انقلاب اسلامي و حفظ دستاوردهاي آن يا دفاع از کيان جمهوري اسلامي در مقابل تهديدات و تجاوزات دشمن و عوامل ضد انقلاب و اشرار نثار نموده يا مي نمايد.»
 

شهادت در مکتب قرآن و تشیع دارای هفت رکن است:

1- داشتن ایمان به خدا، پیامبر و ائمه راستین معصوم اسلام.

2- گزینش آگاهانه.

3- به فرمان خدا و رسول خدا(ص

4- انگیزه راه خدا قرار دادن.

5- ایثارگری برای خشنودی خدا و رسیدن به رضوان و قرب او.

6- برای اعلاء کلمه حق و ریشه کن نمودن باطل پیکار کردن.

7- در معیت خدا و اولیاء خدا بودن.

 در تفکر شیعی، برترین کامیابی، بزرگترین پیروزی، والاترین مقام، بالاترین امتیاز، عظیم ترین فوز، نیکوترین نیکی، رفیع ترین مرتبت و عالی ترین رتبت و گرانمایه ترین درجه، رسیدن به فیض عظمای شهادت است و برای شهید، گرانبهاترین اوقات و شکوهمندترین لحظه ها و زیباترین زمانها، ساعتی است که پیروزمندانه به دست دشمنان پست بیگانه... به مرگ شرافتمندانه نائل گردد، و جام شهادت را به لب گرفته و آن را به بهای جان خریداری نماید.

اینک او شهید است، یعنی تجسّم و عینیت یافته و شکل گرفته مکتب تشیع و الگو و معیاری برای همه بشریت.

جهاد مقدّس شهید و خون پاکی که در این راه به زمین ریخته می شود، عامل بقای جوامع انسانی و تداوم ارزش های مقدّسی است که انسانیت و شرف و عدالت و آزادی در پرتو آنها، جان و رمق می گیرند و استمرار می یابند.

شهید چون شمع می سوزد و با نور خویش، ظلمات و تاریکی های زندگانی بشر را روشن می کند و راه رشد و سلامت و سعادت جامعه انسانی را صاف و هموار می سازد.

شهادت در قرآن

آیات فراوانی در قرآن کریم به مسئله شهادت اشاره نموده است، در این قسمت به برخی از آیات اشاره می نمائیم:

1- ولا تحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل اللّه امواتاً بل احیاءٌ عند ربّهم یرزقون ؛(3) هرگز نپندارید که شهیدان راه خدا مرده اند، بلکه زنده به حیات (ابدی) شدند و در نزد پروردگارشان متنعّم خواهند بود».

2- ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل اللّه امواتٌ بل احیاءٌ ولکن لاتشعرون؛(4) به کشته شدگان در راه خدا، مرده نگوئید چرا که زنده اند، لکن شما درک نمی کنید».

3- والّذین قتلوا فی سبیل اللّه فلن یضلّ اعمالهم سیهدیهم و یصلح بالهم ویدخلهم الجنّة عرّفها لهم؛(5) و آنان که در راه خدا کشته شدند، هرگز خداوند اعمالشان را ضایع نمی گرداند، آنها را هدایت کرده و امورشان را اصلاح می فرماید و در بهشتی که قبلاً به آنان شناسانده وارد خواهد کرد».

4- و من یقاتل فی سبیل اللّه فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجراً عظیماً؛(6) و هر کس در جهاد در راه خدا کشته شد و یا فاتح گردید اجر عظیمی به او عطاء خواهیم کرد. نتیجتاً، انتخاب آگاهانه شهادت در سایه تفکر صحیح است که این اجرها را برای شهداء به ارمغان می آورد».
شهادت در احادیث

احادیث و روایات متعددی پیرامون شهید و مقام والای آنان نقل شده است که به پاره ای از آنها اشاره می نمائیم:

1- امام صادق(ع) از رسول اللّه (ص) نقل فرمودند:

«اشرف الموت قتل الشّهادة؛(7) با شرافت ترین مرگها، کشته شدن به نحو شهادت است».

2- از امام صادق(ع) به نقل از پدر بزرگوارش (علیهم السّلام) است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:

 

«فوق کلّ برّ برّ حتّی یقتل الرّجل فی سبیل اللّه، فاذا قتل فی سبیل اللّه عزّ و جلّ فلیس فوقه برٌّ...؛(8) بالاتر از هر نیکی، نیکی برتری است، تا اینکه شخص در راه خدا کشته شود، پس هنگامی که در راه خداوند عزّ و جلّ کشته شد، نیکوکاری ای بالاتر از آن نیست...»

3- امام باقر(ع) فرمود: که علی بن الحسین (علیهما السلام) مکرّر می فرمودند: رسول اللّه (ص) فرمودند: هیچ قطره ای برای خداوند عزّ و جلّ محبوبتر از قطره خونی که در راه خدا( ریخته شود) نیست.(9)

4-  از امام صادق(ع) است که از پیامبر اکرم(ص) پرسیدند:

چرا شهید در قبرش مورد امتحان و ابتلاء قرار نمی گیرد؟ فرمود: شمشیر بالای سرش، (هنگام شهادت) برای امتحان و ابتلاء او کافی بود.(10)

در حقیقت شهادت

در اسلام و لسان قرآن و اهل بیت معصومین(ع)، شهادت گزینش مرگ سرخ متکی بر شناخت و آگاهی بر مبنای آزادی و اختیار در مبارزه علیه موانع تکامل و انحرافات فکری است که مجاهد با منطق و شعور و بیداری انتخاب می کند و روحیات یک ملت و تاریخ را تضمین می نماید.

شهادت مکتب سازنده ای است که شگرفترین اثرات و خلل ناپذیرترین واکنش های نسل های بهم پیچیده تاریخ را داراست.

در حقیقت، شهادت خون دوباره ای است که به کالبد نیمه جان جامعه وارد می گردد، خون این عنصر خلیفه اللهی در نظام اجتماعی به عنوان گویاترین و مؤثرترین عامل تبلیغ صدق و صفا، حق و حقیقت آگاهی و سازندگی خواهد بود. از این روست که امام علی(ع) بعد از شهادت محمد بن ابی بکر به عبداللّه بن عباس می نویسد:

«به خدا سوگند، اگر علاقه من به هنگام پیکار با دشمن در شهادت نبود و خود را برای مرگ در راه خدا، آماده نساخته بودم، دوست می داشتم حتی یک روز با این مردمی که محمد بن ابی بکر را تنها گذاشتند، روبرو نشوم».(11)

مرحوم استاد علامه طباطبائی در تفسیر المیزان می گوید:

«شهادت یکی از حقایق قرآنی است که در موارد متعدد یادشده، دارای معانی وسیعی است. حواس عادی ما و نیروهای وجودی ما تنها صورت افعال را تحمل می کند. حقایق اعمال و معانی نفسانیه، کفر و ایمان، شقاوت و سعادت، خیر و شر، حسن و قبح، و آنچه از دسترس حس مخفی است و تنها با قلوب کسب می شود، اینها از دید انسان خارج است که نه بر آن احاطه و نه از آن احصاء است برای حاضرین چه رسد برای غایبین، اما شهیدان به ادراکی می رسند که بر اینها اشراف و از اینها مطلع و در کنارشان حضور دارند.»

مجد و عظمت والای شهادت همواره تجلی بخش حیات امّتها بوده است.

تاریخ شهادت، تاریخ عقیده و جهاد و اگر شهادت در کربلا و نهضت خونین عاشورا نمی بود، این اخلاص و دوستی که میلیونها انسان از صمیم قلب نسبت به اهل بیت پیغمبر پیدا کرده اند بوجود نمی آمد.

شهیدان جانهای خود را فدا کردند، جان بر کف نهادند، اما دینشان را از دست ندادند، تنها هدف آنها، اطاعت از ندای حق و احیای دین الهی بود.

انسان تا زمانی که در حصار مادی خود و زمانش فرو رفته باشد، نمی تواند دم از منطق شهید بزند. چرا که او را در حریم این معنا راهی نیست مگر به عشق. بنابر گفته استاد بزرگوار شهید مرتضی مطهری:

«منطق شهید را با منطق افراد معمولی نمی شود سنجید. شهید را نمی شود در منطق افراد معمولی گنجاند. منطق او بالاتر است. منطقی است آمیخته با منطق عشق...»

مقام شهيد

شهيد مصداق عيني شهادت است با انتخاب آگاهانه و در کمال خلوص، هستي خود را يکجا به آفريدگار جهان تقديم مي کند و به سرچشمة بقا و حيات، پيوند مي يابد.

درک مقام شهيد از توان و ظرفيت فهم ما خارج است و تنها منبع وحي الهي است که شمه اي از اين مقام را براي ما بازگو فرموده است: «ولا تقولوا لِمَن يُقتَلُ في سَبيل الله اَموات بل احياء ولکن لاتشعرون؛(5) براي کساني که در راه خدا کشته مي شوند نگوييد مردگانند (کلمه اموات را درباره شهدا به کار نبريد) بلکه آن ها زنده اند، لکن شما درک نمي کنيد.»

اين آيه ضمن آن که بر زنده بودن شهدا تأکيد مي ورزد، درک اين مقام را از حيطة شعور و فهم بشر در اين دنيا خارج مي شمارد. در حالي که در آيه فوق از به کار بردن تعبير اموات در مورد شهدا نهي مي کند، در آيه اي ديگر از پندار مرده بودن آنان نيز نهي فرموده است که نه فقط به زبان نگوييد آن ها مرده اند بلکه به دل نيز راه ندهيد.

«ولا تحسبنَّ الَذين قُتِلوا في سَبيل الله امواتاً بل احياءٌ عند ربّهم يرزقون؛(6) کساني را که در راه خدا کشته شده اند مرده مي پنداريد، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند.»

امام خميني(قدّس سرّه) در اين زمينه مي فرمايد: «اگر نبود در شأن و عظمت شهداي معظم في سبيل الله جز اين آيه کريمه، که با قلم قدرت غيب بر قلب مبارک نوراني سيد رسل صلي الله عليه و آله وسلّم نگاشته و پس از تنزل مراحلي به ما خاکيان صورت کتبي آن رسيده است، کافي بود که قلم هاي ملکوتي و مُلکي شکسته شود و قلبهاي ماواري اصفياءالله از جولان در حول آن فرو بسته شود. ما خاکيان محجوب يا افلاکيان چه دانيم که اين «ارتزاق عند الرّب شهدا» چي است. چه بسا مقامي باشد که خاص مقربان درگاه او جلّ و علا و وارستگان از خود و ملک هستي باشد، پس مثل من وابسته به علائق و وامانده از حقايق چه گويم و چه نويسم، که خاموشي بهتر و شکستن قلم اولي است.»(7)
امام خميني همچنين پيرامون نکاتي از همين آيه مي فرمايد: «در اين آيه کريمه بحث در زندگي پس از حيات دنيا نيست که در آن عالم همه مخلوقات داراي نفس انساني به اختلاف مراتب از زندگي حيواني و مادون حيواني تا زندگي انساني و مافوق آن زنده هستند، بلکه شرف بزرگ شهداي در راه حق، «حيات عند الرّب» و ورود در «ضيافة الله» است.

اين حيات و اين ضيافت را با قلم هاي شکسته اي مثل قلم من نمي توان توصيف و تحليل کرد، اين حيات و اين روزي غير از زندگي در بهشت و روزي در آن است. اين لقاء الله و ضيافة الله مي باشد. آيا اين همان نيست که براي صاحبان نفس مطمئنه وارد است «فادخلي في عبادي و ادخلي جنّتي» که فرد بارز آن سيد شهيدان سلام الله عليه است.»(8)

«از شهدا که نمي شود چيزي گفت. شهدا شمع محفل دوستانند. شهدا در قهقهة مستانه شأن و در شادي وصولشان «عند ربّهم يرزقون»اند، و از «نفوس مطمئنه اي» هستند که مورد خطاب «فادخلي في عبادي و ادخلي جنتي» پروردگارند. اينجا صحبت از عشق است و عشق؛ و قلم در ترسيمش بر خود مي شکافد.»(9)

درباره مقام شهيد احاديث بسياري از معصومين عليهم السلام نقل شده است که در اينجا به مواردي از آن ها اشاره مي شود.
حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمود:

«ان الله کتب القتل علي قوم و الموت علي آخرين و کلّ آتيةٌ منيّتُه کما کَتَبَ الله لَه فَطوبي للمجاهدين في سبيل الله و المقتولين في طاعته؛(10) خداوند براي گروهي کشته شدن و براي گروهي ديگر مرگ را مقرر فرموده است و هر کدام به اجل مقرر خود به آنگونه که خدا مقدّر فرموده مي رسند. پس خوشا به حال مجاهدان در راه خدا و کشتگان در راه اطاعتش.»

امام زين العابدين عليه السلام از قول جدش رسول الله(ص) مي فرمود:

«ما من قطرةٍ احبُّ الي الله عزّوجلّ من قطرة دمٍ في سبيل الله؛(11) هيچ قطره اي در پيشگاه خداوند محبوب تر از قطره خوني که در راه خدا ريخته مي شود، نيست.»

از پيغمبراکرم(ص) نقل شده که فرمود:

«...و اول من يدخل الجنة شهيد؛(12) اول کسي که وارد بهشت مي شود، شهيد است.»

امام صادق عليه السلام از طريق پدرانش از جدش رسول الله(ص) نقل فرموده:

«ثلاثة يشفعون الي الله يوم القيامة فيفشَفِّعُهم الانبياء ثم العلماء ثمّ الشهداء؛(13)

سه گروه روز قيامت شفاعت مي کنند و شفاعت آنان مورد پذيرش خداوند قرار مي گيرد: انبياء، علما، و شهداء.»

همچنين از پيغمبراکرم(ص) نقل شده که فرمود: «يشفع الشهيد في سبعين في اهله؛(14) شهيد هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت مي کند.»
امام خميني دربارة شفاعت مي فرمايد: «جلوه شفاعت شافعان در اين عالم، هدايت، آن ها است و در آن عالم، باطن هدايت شفاعت است. تو از هدايت اگر بي بهره شدي از شفاعت بي بهره اي و بهر قدر هدايت شوي شفاعت شوي.»(15)

با توجه به معني شفاعت و رابطه آن با هدايت در اين دنيا و نقشي که شهدا در امتداد انبياء و علماء براي هدايت مردم ايفا مي کنند، جايگاه رفيع شهدا را مي توان دريافت. اگر در حديث اخير سخن از شفاعت هفتاد نفر از اهل شهيد آمده است اولاً کلمه هفتاد ظاهراً اشاره به کثرت است و وسعت دائره شفاعت شوندگان در آخرت وابسته به دائره هدايت شوندگان از شهادت شهيد در اين دنيا است و ممکن است شهادت شهيدي مانند امام حسين عليه السلام منشأ هدايت ميليون ها ميليون انسان در اين دنيا و شفاعت آنان در آخرت شود. ثانياً به کاربردن تعبير اهل در حديث مزبور اشاره به اهليت شفاعت شوندگان دارد که با نظر امام خميني مبني بر تطابق بين ظاهر و باطن شفاعت همسو مي باشد. آن چنانکه شفاعت حضرت نوح در مورد پسرش به درگاه خداوند پذيرفته نشد به دليل آن که در فرهنگ قرآن «انه ليس من اهلک؛(16) او اهل حضرت نوح نبود!»


 نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:37
  شهيد و شهادت   
     
    شهادت مرگي است، انتخاب شده، مرگي كه انسان به سوي آن مي‌رود نه آنكه به سوي انسان بيايد و اهميت و ارزش شهيد و شهادت نيز از همين جا سرچشمه مي‌گيرد.

    اگر چه گفته مي‌شود شيعه اگر در بستر هم بميرد، شهيد است، اما شهادت درجاتي دارد كه عالي‌ترينش جهاد در راه خداست.
    ماده اصلي «شهادت» معني حضور را مي‌رساند، از اين رو شهادت و گواهي در كارها و اعمال نيز به همين ملاحظه از اين ماده مشتق گرديده است؛ ولي شهيد در چه صحنه‌اي حضور دارد؟ آيا هنگامي كه مي‌خواهد اين دنيا را ترك گويد شاهد و ناظر فرشتگان است؟ آيا شاهد و ناظر نعمت‌هايي است كه خداوند به او عنايت مي‌كند و او از همان آغاز مرگ آنها را مشاهده مي‌نمايد؟ - چنانچه در روايات متعددي آمده است – آيا حضورش در پيشگاه خداست كه هرگز فناپذيرو نابودشدني نيست؟ و يا
    باري، هر معنايي كه داشته باشد، اين مفهوم را مي‌رساند كه شهيد مرگ ويژه‌اي دارد، سواي مرگ‌هاي ديگر.
    نخستين بار كلمه «شهيد» را پيامبر اكرم(ص) بر افرادي كه در راه خدا كشته مي‌شوند اطلاق كرده است. در روايتي مي‌خوانيم كه آن حضرت به يارانش فرمود:
    جراحكم في سبيل الله و من قتل منكم فانه شهيد:
    جراحاتي كه بر شما وارد مي‌شود در راه خداست و هر كس از شما كشته شود، شهيد است.
    
    ارزش شهادت
    در دنياي پرفتنه امروز كه عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است و در زمانه‌اي كه مرزهاي جغرافيايي، معنا و مفهوم پيشين خود را در ساختار جديدي از معرفت و تحول مبنايي در حيات بشري، رفته رفته از دست مي‌دهند و اقتدار ملي هر كشور در بعد فرهنگي آن جلوه و ظهور مي‌يابد، پاسداري از ارزش‌هاي فرهنگي، رويكردي واقع‌بينانه و استراتژيك خواهد بود. چنين است كه هر ندايي از رهايي و هر پرچمي از آزادگي در گستره گيتي، مورد هجوم توفان‌‌هاي زهرآگين اتحاديه جهاني زر و زور و تزوير قرار مي‌گيرد.
    در اين ميان، رسالت همه آناني كه به عدالت، آزادي و رهايي مي‌انديشند و به آرمان بزرگ پيامبران ايمان دارند، آن است كه از فرهنگ ايستادگي و وارستگي در اين تهاجم بي‌حساب با هر وسيله ممكن صيانت و پاسداري كنند.
    درخشان‌ترين و فروزان‌ترين ستاره آسمان فرهنگ رهايي، مشعل پرفروغ فرهنگ شهادت است.
    تكريم و تعظيم شهيدان، تلاشي مقدس است در برافراشتن پرچم‌هاي سرخ استقلال و آزادي بشريت، از يوغ ذلت و اسارت و گام بلندي است در راستاي احياي ارزش‌هاي مكتب توحيد و عدالت؛ زيرا كه، «شهادت، مرگ در راه ارزش‌هاست» و هر شهيد، مشعلي است كه در بلنداي عزت و سرافرازي يك ملت، جاودانه مي‌درخشد.
    «شهيد، زيباترين زخم بر پيكر هستي و «شهادت» زيباترين غزلي است كه از لبهاي سرخ حقيقت مي‌تراود. شهادت بيداري را معنا مي‌كند و بينايي را شفاف مي‌سازد.
    شهادت مشعلي است كه خداوند در جان برگزيدگانش برمي‌افروزد، تا تاريكي از شانه‌هاي زندگي بگريزد.
    شهيد چشمه آتشي است كه خرمن ظلم را مي‌سوزاند و آب رواني است كه بر كوير تشنه عدالت جاري مي‌شود. هر شهيد سپيده‌اي است كه در افق آسمان‌ها طلوع مي‌كند و پيام‌آور صبح مي‌شود. شهادت شهيد به طور يقين بسيار پرارزش‌تر و مؤثرتر از حيات اوست. «شاهد» از اوصاف خداوند است و زماني كه كسي به آن درجه از خلوص برسد كه به مقام شهادت نايل آيد او مخلوقي است ملحق شده به خالق و عادي است و از «ونفخت فيه من روحي».
    شهادت نه يك مردن، كه يك انتخاب است: «ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله. اموات بل احياء و لكن لا تشعرون».(1)
    هر كسي را كه در راه خدا كشته و شهيد شد، مرده نپنداريد؛ بلكه او زنده جاويد است وليكن شما اين حقيقت را در نخواهيد يافت.
    شهيد همواره زنده است و مرگ او در واقع انتقال از حيات جاري در سطح طبيعت به حيات پشت پرده آن مي‌باشد.
    در قرآن كريم، حدود ده آيه به صورت صريح درباره كساني كه در راه خدا كشته شده باشند، وجود دارد. از جمله مسايلي كه در اين آيات به آن اشاره شده است عبارت است از: زنده بودن شهيد، رزق شهيد، آمرزش گناهان شهيد، ضايع نشدن عمل شهيد، مسرت و خوشحالي شهيد، وارد شدن در رحمت الهي و رستگاري شهيد.
    
    شهيد و شهادت در روايات
    از پيامبر گرامي اسلام(ص) نقل شده است كه فرمود:
    ما من قطره احب الي الله عزوجل من قطره دم في سبيل الله:
    هيچ قطره‌اي در پيشگاه خداوند محبوب‌تر از قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود نيست.
    فوق كل ذي بر بر حتي يقتل في سبيل الله فاذا قتل في سبيل الله فليس فوقه بر.
    بالاتر از هر فرد نيكوكاري، نيكوكار ديگري وجود دارد كه در راه خدا كشته شود و آنگاه كه در راه خدا كشته شد بالاتر از او نيكوكاري وجود ندارد.
    حديثي از پيامبر(ص) رسيده است كه فرمود:
    شهيد داراي هفت خصلت است:
    1. نخستين قطره خونش كه بر زمين ريزد تمام گناهانش آمرزيده مي‌شود.
    2. سرش در دامن همسران بهشتي يعني حورالعين قرار مي‌گيرد و آنان غبار از چهره‌اش مي‌زدايند و مي‌گويند درود بر تو و او نيز همين پاسخ را به آنها مي‌دهد.
    3. از لباس‌هاي بهشتي بر او مي‌پوشانند.
    4. خادمان بهشت بي‌درنگ عطرهاي مخصوص بهشتي براي او حاضر مي‌سازند تا هر كدام را بخواهد، بگيرد و استفاده كند.
    5. او هنگام جان دادن منزل خويش را در بهشت مشاهده مي‌كند.
    6. به روح(3) او گفته مي‌شود در بهشت هر جا كه مي‌خواهد استراحت كند.
    7. به وجه الله نظر مي‌كند و اين آسايش و راحتي خاص براي انبياء و شهداست.
    مقام شهدا آنچنان بالاست كه در قيامت در بعضي مقامات هم‌رديف و انبياء مي‌باشند. چرا كه پيغمبر(ص) مي‌فرمايد: ثلاثه يشفعون الي الله يوم القيمه فيشفعهم:
    الانبيا ثم العلماء ثم الشهداء.
    سه گروهند كه در قيامت شفاعتشان پذيرفته مي‌شود: انبياء، علماء و سپس شهدا. بايد توجه داشت كه شهادت مقام هر كسي كه كشته مي‌شود نيست؛ بلكه كسي شهيد است كه ايمان به خداوند داشته باشد، در جهاد شركت جويد و به خاطر خدا بجنگد و اگر كسي اين شرايط را نداشته باشد، كشته شدنش در هر كجا كه باشد شهادت محسوب نمي‌شود؛ زيرا در حديثي از پيامبر(ص) آمده است: كسي در ميدان نبرد كشته مي‌شود و در پيشگاه خداوند عرض مي‌كند: من در راه تو كشته شده‌ام، پاسخ مي‌رسد: دروغ مي‌گويي؛ زيرا تو جنگيدي و اراده‌ات اين بود كه بگويند فلاني شجاع است و اين معني هم درباره تو گفته شد. چرا كه خداوند مي‌فرمايد: انما يتقبل الله من المتقين: خداوند عمل را از متقين مي‌پذيرد.
    بايد توجه داشت كه شرايط غسل و كفن و دفن شهيد نيز از ساير كساني كه جهان را بدرود گفته‌اند، ممتاز است: شهيد را با همان لباس‌هايي كه بر تن دارد و بدون غسل يعني همانگونه كه بدنش به خون آغشته است، دفن مي‌كنند، تنها چيزي كه در مراسم دفن شهيد با سايرين مشترك است، نماز است، يعني شهيد همانگونه كه كشته شده فقط نماز ميت بر او خوانده و دفن مي‌شود.
    
    سلام و زيارت كردن شهدا
    در حديثي از پيامبر(ص) نقل شده است كه رسول اكرم(ص) در روز احد بالاي سر «مصعب بن عمير» ايستاد و براي او دعا كرد و سپس گفت:
    رسول خدا گواهي مي‌دهد كه شهدا شاهدان من نزد خدا در روز قيامت هستند. بياييد وايشان را زيارت كنيد، بر اينان سلام كنيد كه سوگند به آنكه جانم در دست اوست، هيچ كس نباشد كه بر آنها سلام كند، الا اينكه جوابش را مي‌دهند و آنها از ميوه‌هاي بهشتي و هداياي آن روزي داده مي‌شوند. (4)
    اين حديث بر زنده بودن شهدا و بر رزق و لزوم زيارت آنان دلالت دارد. و در قرآن كريم نيز آمده است: (5)
    آنانكه در راه رضاي خدا، از وطن هجرت نمودند و در راه دين خدا كشته شدند و يا مرگشان فرا رسيد، البته خداوند، رزق و روزي نيكويي در بهشت ابد نصيبشان مي‌گرداند و همانا خداوند بهترين روزي‌دهندگان است. خداوند به آنان در بهشت منزلي عنايت كند كه بسيار به آن راضي و خشنود باشند.
    در اين آيات پس از اينكه از رزق و روزي شهدا با نام رزق نيكو ياد مي‌كند جايگاه آنان را در بهشت معرفي و آن را مقام رضوان و رفيع مي‌داند. حقيقت رزق شهدا در جهان ديگر بر ما پوشيده است؛ ليكن مي‌دانيم كه رزق آنها از جانب خداست.
    
    پاداش عمل شهيد
    خداوند در چند مورد به پاداش بزرگ و ضايع نشدن عمل شهيد در قرآن اشاره فرموده است، از جمله: (6) كساني كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را ضايع نگرداند و آنان را به سعادت هدايت كند و امورشان را اصلاح نمايد و به بهشتي كه از پيش مقامات آن را به آنها شناسانده است واردشان مي‌سازد.
    و جالب است كه خداوند در آيه «4» همين سوره مي‌فرمايد: اگر خدا مي‌خواست، از كفار انتقام مي‌كشيد و همه را بدون زحمت جنگ شما، هلاك مي‌كرد، پس براي آزمايش خلق نسبت به يكديگر است.
    و در سوره نسا و آيه «74» مي‌فرمايد: كسي كه در راه خدا جهاد كند و در راه خدا شهيد گردد يا پيروز شود، پاداش بزرگي به او عطا خواهيم كرد.
    و خداوند در آيه «82» سوره توبه مي‌فرمايد: بگو آيا درباره ما جز يكي از دو نيكي را انتظار داريد؟ يا به شهادت مي‌رسيم و يا پيروز مي‌شويم. در هر حال خداوند خون شهيد را تضمين كرده و آن را هدر نمي‌داند.
    در زمان پيامبر(ص) نيز منافقين مي‌گفتند: اگر مؤمنين نزد ما بودند و به جنگ نمي‌رفتند، نمي‌مردند و كشته نمي‌شدند و خدا در جواب آنها فرمود كه اين آرزوهاي باطل را حسرت بر دل آنها خواهد كرد و خداست كه زنده مي‌كند و يا مي‌ميراند در هر وقت كه بخواهد.(7در هر حال خداوند خون شهيدان را پاداش نيكو كه همانا دخول در بهشت است عطا خواهد فرمود.


 نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:36
مقدمه :
به گواهی تاریخ، دین مقدّس اسلام که کامل ترین نسخه الهی برای هدایت، شفای امـراض درونی و کمـال بشر است، از بـدوِ پیدایی تاکنون، از طـرف دشمنـان حقّ و عدالت و معرفت، در معرض انواع حمله ها و تهاجم ها بوده است و خواهد بود; از این رو، طرّاح حکیمِ آن باید راهکـارهای مناسبی را جهـت حفظ آن پیش بینی کند; زیرا حفظ، گسـترش، بالنـدگی و اقتـدار دین و جامعه دیندار، در گرو داشتنِ راهکارهای دفاعی مناسب برای این منظور است تا از هـر گونه آسـیب و خطر دشمن در امان بماند.
شهادت یک حادثه و یک رویداد منفی نیست، یک هدف قطعی وآگاهانه وانتخاب شده است. آنگونه که وقتی حضرت علی(ع) مردم را به جهاد ترغیب می نمود، جوانی بلند شدوگفت: یا امیرالمومنین مرا ازفضیلت جنگجویان در راه خدا آگاه کن. حضرت فرمودند: من پشت رسول خدا(ص) بر شتر او سوار بودم و از جنگ ذات السلاسل بر می گشتیم که همین سؤال را که از من پرسیدی من از او پرسیدم و آن حضرت فرمودند: جنگجویان هنگامی که اراده ی جنگ می کنند برائت از آتش برای آن ها نوشته می شود وهنگامی که برای جنگ مجهز می شوند خداوند بر فرشتگان خویش به آن ها افتخار می کند، وقتی خانواده آن ها با ایشان وداع می کنند در و دیوار و خانه برای آن ها گریه می کنند و از گناه خود خارج می شود همان گونه که مار از پوست خود خارج می شود و خداوند برای هر مردی چهل فرشته می گمارد تا از پیش رو، پشت سر، سمت راست وچپ، او را حفاظت کنند و کار خیری نمی کند مگر این که چند برابر برای او نوشته می شود وهر روز عبادت می کنند هنگامی که در برابردشمن خود قرار می گیرند، علم اهل دنیا از ثواب الهی آن ها قطع می گردد وهنگامی که مبارزه آغاز و سرنیزه ها راست می شود و تیرها در کمان قرار می گیرد وقدم جلو گذارده فرشته ها آن ها را در بر می گیرند و برای پیروزی آنان دعا می کنند. در این موقع منادی فریاد می زند: بهشت در زیر سایه ی شمشیرهاست و ضربت های وارد بر پیکر آنان از آب سرد در تابستان گواراتر است و وقتی شهید به خاطر ضربه هایی که بر اندام وارد شده بر زمین می افتد هنوز بر زمین قرار نگرفته است، که خداوند همسر بهشتی او را می فرستد تا برای او آنچه را که در بهشت آماده کرده است مژده دهد وهنگامی که بر زمین قرار گرفت، زمین به او می گوید: مرحبا به روح پاکی که از جسم پاکی خارج شد بشارت باد تو را که برایت چیزی آماده شده که چشمی ندیده وگوشی نشنیده و بر قلب انسانی خطور نکرده است، و خداوند می فرماید: من جانشین او برای اهل و خانواده اش هستم، هر کسی آن ها را راضی کند مرا راضی کرده است و هر کس آن ها را خشمگین سازد مرا خشمگین کرده است.
در جنگ تحمیلی و دفاع مقدس هزاران نفر جانباز وهزاران نفر شهید داشته ایم این سؤال پیش می آید که آنان که شهید شدند چه دیدگاهی داشتند که این گونه به سوی جبهه ها شتافتند و سرانجام به شهادت رسیدند. لذا، دراین مقاله سعی خواهیم کرد دیدگاه های شهدا را بررسی نمائیم.

شهيد كيست ؟ شهادت چيست ؟
وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شده‏اند مرده مپندار بلکه زنده‏اند که نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند. (آل عمران-169)
خداوند متعال در آیات 23و24 سوره احزاب می فرماید: برخی از آن مؤمنان ، بزرگ مردانی هستند که به عهـد وپیمانی که با خدا بسته اند کـاملاً وفا کردند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی نمودند ( تا به راه خدا شهید شدند) و برخــی به انتـظار ( فیـض شهـادت) مقـاومت کرده و هیچ عهـد خود را تغییـر نـدادند ؛ تا آنـکه خدا آن مـردان راستـگوی( با وفا ) را از صدق ایمانشان پـاداش نیـکو بخشـد … به همین دلیل است که اختـلافی بزرگ و تفاوتی اساسی میان مرگ و شهادت نهفته است.مرگ پایان طبیعی حیات هر موجود زنده ای است؛ولی شهادت یک نعمت نادر و کمیاب ، که رایگان بدست نمی آید.بلکه نعمتی است که لازمه تحقق آن شرایطی است که آن شرایط بسیار سخت و طاقت فرساست. از خود گذشتگی و ایثار، و از منافع دنیوی گذشتن بخاطر هدف والاتری: کار هر مدعی نیست.
به قول لسان الغیب حافظ شیرازی:
نـه هرکـه چهــره بـر افـروخت دلبریدانـــد
نـه هـرکه آیـنـه ســازد سـکــنــدری دانــد
نـه هـرکه کـله کـج نـهاد و تـند نشـــســت
کــلاهــداری و آیـیـن ســــروری دانــــد
تو بـندگی چـو گدایان به شـرط مزد مـکن
که دوسـت خـود روش بنـده پروری دانـد

شهـادت به حـکم ایـن کـه عملی آگـا هانه و اختیاری است و در راه و هدفی مقدس است و از هر گونه انگیزه خود گرایانه منزّه و مبرّا است،‌تحسین انگیز و افتخار آمیز است و عملی قهرمانانه تلقی می شود. میان انواع مرگ ها تنها ایـن نوع از مرگ اسـت که از حیـات و زندگی، برتر و مقـدس تر و عظیم تر است . مرگی "شهـادت" محســوب می شود که با توجه به خطرات احتمالی یا ظنّی یا یقینی فقط به خاطر هدفی مقدس و انسانی و به تعبیر قرآن "فی سبیل الله" از آن استقبال کند . شهادت دو رکن دارد: یکی این که در راه خدا باشد ؛ هدف، مقـدس باشد و انسـان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید. دیگر این که آگاهانه صورت گرفته باشد.کلمة شهیـد و مفـهوم شهیـد در کلمات و مفاهیم اسلامی و در ذهن کسانی که فرهنگشـان اسلامی است، مفهومی نورانی و مقدس است و در همة عرف ها توأم با قداست و عظمت است. از نظر اسلام،‌ هر کس به مقام و درجة شهادت نائل آید که اسلام او را با معیارهای خودش شهید بشناسد،‌ یعنی در راه هـدف های عالی اسلامی به انگیزة برقراری ارزش های واقعی بشری کشته بشود، به یکی از عالی ترین درجات و مراتبـی که یک انسان ممکن است در سیـر صعودی خود نائل شـود،‌ 
نائل می گردد . قرآن در شأن شهیـد فرمود: "ولا تحسبنّ الّذین قتلوا فی سبیل الله أمواتاً أحیاءٌ عند ربهم یُرزقـون؛ گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند،‌ بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند". در اسلام وقتی که می خواهند مقام کسی را بالا ببرند می گویند: مقام فلان شخص برابر است با مقام شهید یا فلان کار اجرش برابر است با اجر شهید.شهید مطهری می گوید: "مَثَل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتوافکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند. آری شهدا شمع محفل بشریتند. سوختند و محفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک می ماند،‌ هیچ دستگاهی نمی توانست کار خود را آغاز کند یا ادامه بدهد".شهادت آن قدر دارای ارزش است که اولیاءالله برای رسیدن به آن دعا می کردند و به امید شهادت زنده بودند و یکی از دعاهای مسلمانان صدر اسلام همین بود. در دعاهایی که از ائمه به ما رسیده است،‌ این موضوع به چشم می خورد. در دعای شب های ماه مبارک رمضان می خوانیم: اللهم برحمتک فی الصالحین فأدخلنا و فی علیین فارفعنا ... و قتلاً فی سبیلک مع ولیّک فوفّق لنا؛ خدایا، به ما توفیق بده که در راه تو و به همراه ولیّ تو کشته بشویم و به فیض شهادت نائل گردیم".عمروبن جموح که یک پایش در جنگ لنگ شده و وظیفة‌ رفتن به جهاد از او ساقط بود،‌ گریه می کرد و پیامبر را واسطه قرار داد که مانع او نشوند،‌تا بالاخره در جبهة‌ جنگ اُحد به شهادت رسید.

شهادت از دیدگاه پیامبر و ائمه معصومین
پیامبر بزرگوار اسلام(ص) درباره ی شهید فرمودند: « الشهید سبعه خصال من الله: اول من دمه مغفور له کل ذنب والثانیه یقع راسه فی حجزر وجنته من الحور العین وتمسحان الغبار عن وجهه وتقولان مرحبا بک و یقول هو مثل ذلک لهما والثالثه یکسی من کستوت الجنه والرابعه تبتدره خزنه الجنه بکل طیه ایهم یا خذمعه والخامسه ان یری منزله والسادسه یقال لروحه اسرح فی الجنه حیث شئت والسابعه ان ینظر فی وجه الله و آن ها لراحه لکل نبی وشهید.» 
اولین قطره ی خونی که از شهید به زمین ریخته می شود، همه ی گناهانش آمرزیده می شود. سرش در دامن دو همسرش(که خدا به او عطا می کند) حورالعین قرار می گیرد و آنان غبار از صورتش پاک می کنند وبه اوخیر مقدم و آفرین می گویند و او نیز به آنان آفرین می گوید. از لباسهای بهشتی به شهید پوشانده می شود. خدمتکاران بهشتی بابوهای خوش از او استقبال می کنند و برای این که شهید را با خود ببرند از یکدیگر سبقت می گیرند. شهید جایگاه خود را در بهشت می نگرد و به او ندا می رسد در هر کجای بهشت که می خواهی برو وجاودانه باش. او به طرف خدا نگاه می کند و لطف خداوندی برای هر پیامبر وشهیدی آرامش می آورد. 
هم چنین آن حضرت فرمودند: هیچ قطره خونی نزد خدا محبوب تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته می شود نیست. که شرافت مندانه ترین مرگ ها را شهادت می دانستند. و عقیده داشتند بالاترین نیکوکاری شهادت در راه خدا است. 
حضرت علی(ع) محبوب ترین چیزی را که ملاقات می کنند مرگ سرخ دانسته اند، که « ان احب ما انالاق الی الموت» هم چنین آن حضرت، گرامی ترین مرگ ها را کشته شدن در راه خدا می دانستند که وی می فرمودند: « اکرم الموت القتل » و پیوسته خود را دوست دار شهادت می دانستند و می فرمودند: « انی للشهاده لمحب » 
امام صادق(ع) این دعا را در ماه مبارک رمضان می خواند: « و اسئلک ان تجعل وفاتی قتلا فی سبیلک تحت رایه نبیک مع اولیائک. »
خدایا از تو می خواهم مرگم را شهادت در راه خودت، زیر پرچم اسلام با اولیاء خودت قرار دهی.
شهادت در احدیث
احادیث و روایات متعددی پیرامون شهید و مقام والای آنان نقل شده است که به پاره ای از آنها اشاره می نمائیم:
1- امام صادق(ع) از رسول اللّه (ص) نقل فرمودند:
«اشرف الموت قتل الشّهادة؛ با شرافت ترین مرگها، کشته شدن به نحو شهادت است».
2- از امام صادق(ع) به نقل از پدر بزرگوارش (علیهم السّلام) است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«فوق کلّ برّ برّ حتّی یقتل الرّجل فی سبیل اللّه، فاذا قتل فی سبیل اللّه عزّ و جلّ فلیس فوقه برٌّ...؛ بالاتر از هر نیکی، نیکی برتری است، تا اینکه شخص در راه خدا کشته شود، پس هنگامی که در راه خداوند عزّ و جلّ کشته شد، نیکوکاری ای بالاتر از آن نیست...»
3- امام باقر(ع) فرمود: که علی بن الحسین (علیهما السلام) مکرّر می فرمودند: رسول اللّه (ص) فرمودند: هیچ قطره ای برای خداوند عزّ و جلّ محبوبتر از قطره خونی که در راه خدا( ریخته شود) نیست. 
4- از امام صادق(ع) است که از پیامبر اکرم(ص) پرسیدند:
چرا شهید در قبرش مورد امتحان و ابتلاء قرار نمی گیرد؟ فرمود: شمشیر بالای سرش، (هنگام شهادت) برای امتحان و ابتلاء او کافی بود. 
پاداش عمل شهيد 
خداوند در چند مورد به پاداش بزرگ و ضايع نشدن عمل شهيد در قرآن اشاره فرموده است، از جمله: (6) كساني كه در راه خدا كشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را ضايع نگرداند و آنان را به سعادت هدايت كند و امورشان را اصلاح نمايد و به بهشتي كه از پيش مقامات آن را به آنها شناسانده است واردشان مي‌سازد. و جالب است كه خداوند در آيه «4» همين سوره مي‌فرمايد: اگر خدا مي‌خواست، از كفار انتقام مي‌كشيد و همه را بدون زحمت جنگ شما، هلاك مي‌كرد، پس براي آزمايش خلق نسبت به يكديگر است. و در سوره نسا و آيه «74» مي‌فرمايد: كسي كه در راه خدا جهاد كند و در راه خدا شهيد گردد يا پيروز شود، پاداش بزرگي به او عطا خواهيم كرد. و خداوند در آيه «82» سوره توبه مي‌فرمايد: بگو آيا درباره ما جز يكي از دو نيكي را انتظار داريد؟ يا به شهـادت مي‌رسيم و يا پيروز مي‌شـويم. در هر حال خداوند خون شهيـد را تضمين كرده و آن را هـدر نمي‌دانـد در زمان پيامبر(ص) نيز منافقين مي‌گفتند: اگر مؤمنين نزد ما بودند و به جنگ نمي‌رفتند، نمي‌مردند و كشته نمي‌شدند و خدا در جواب آنها فرمود كه اين آرزوهاي باطل را حسرت بر دل آنها خواهد كرد و خداست كه زنده مي‌كند و يا مي‌ميراند در هر وقت كه بخواهد.(7) در هر حال خداوند خون شهيدان را پاداش نيكو كه همانا دخول در بهشت است عطا خواهد فرمود.

 



 نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 13:36